الشيخ رسول جعفريان
65
دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى )
انتهاى اردو را كه تخميناً مسافت چهار فرسخ را ممتداً و متوالياً داشتند مواظب بودند و به نحوى اهتمام در حفظ شؤونات حاج به واسطهء توصيه امير حاج داشتند كه احدى از حكام و جمَال آدم خوار حاجى كُش كه در خون خوردن حاج آنى منفك نيستند ، قدرت به حركت چشم به حاج نداشتند . چه قدر بر خصوص شخص ما در چنان معبر خطير مهلك كه در كجاوه قرار داشتيم راحت و خوش گشت . اوّلًا از صبح تا زمان نزول از شتر در ميان كجاوه پردهدار به راحت مىغنوديم . گاهى خواب و زمانى بيدار ، لوازم اكل و شُرب همگى در كجاوه به قدر ضرورت حاضر . حكام وجلودار هم دقيقهاى از شتر و كجاوه غافل نبودند . در كمال اقتدار ، وقت وقوف ، ما را در [ 45 ] جلوى چادر به آرامى از كجاوه فرود مىآوردند و در منزل قرار مىگرفتيم و ابداً تشويش بار احمال نداشتيم . حتى هيزم طبخ ما را هم حاضر مىكردند و چادر مبال هم در پهلوى چادر منزل زده شده بود و دينارى هم كسى از ما مطالبه مخارج و شلتباقائيه كه رسم بود نمىكرد . بالجمله ، آن شب را شكوه قافله و كثرت حاج بر ما چندان معلوم نشد . صبح روز جمعه 23 كه از احد ، از راه شرقى حركت نموديم . آن وقت اجلال امراى قافله و امراى [ ديگر ] مشهود گرديد . مخصوصاً تشخص امير حاج كه شخصاً به علاوه از عساكر و استعداد دولتى دو هزار سوار عرب از خودش داشت كه تماماً مسلح سوار بر شتران ذلول سفيد برق رفتار به طريق نظامى با طبل و مُزيك راه ميرفتند و هالهوار اطراف حاج را داشتند . تخت روان امير را شش قاطر مى كشيد و